آلبالوی مامان و بابا

3 روز تا تولد

1392/5/30 13:54
نویسنده : مامان و بابا
314 بازدید
اشتراک گذاری

                                    با یاد خدا

   سلام دختر مامان

حالت چطوره؟

گلم دیگه چیزی نمونده تا دنیا اومدنت...

بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

آخه یکشنبه رفتیم دکتر و از خانوم دکتر خواستیم اگه امکانش هست تاریخ تولدتو بندازه شهریورچشمک

البته بگم که چون درد داشتم خانوم دکتر معاینم کرد و گفت رحمم نرم شده و امکانش هست کلا زودتر بیای طلا خانوم...گفت اگه دخملی پایین بود تا حالا اومده بود ههههههه...بعدشم گفت دخملی عین خودم ریزه میزس برا همین مانعی نداره روز زودتر بیاد چون دیگه اونقد وزن اضافه نمیکنه،ولی من دارم چیزای مقوی میخورم که یکمه دیگه تپل شی

خانوم دکتر برام آمپول بتامتازون نوشت که از امروز هر ساعت باید بزنم البته تا فردا،برا اطمینان داد....امروز صبح با بابا وحید رفتم یدونشو زدم،واااااای یکم درد داشت،ولی مهم نیست عشقم

     خانومی هم خوشحالم هم ناراحت

خوشحال برا اینکه بالاخره این انتظار لعنتی داره تموم میشه

ناراحت برا اینکه تو داری از دلم بیرون میای

از دیروز تا حالا بغض کردم....احساس میکنم جات خیلی تو دلم خالی میشه فدات شم

استرس دارم برا دیدنت گلکممممممم

عشقم امیدوارم این روزم زودتر تموم شه و روی ماهتو ببینیمممممم

دیگه باید برم عزیز دلم

دوستت دارم نازنینم...مواظب خودت باش بووووووووس یه عالمهههههه

هفته تمام

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (0)